حس عجيبي دارم . دو هفته منتظر ديدنش بودم . اما حالا كه روبرويم نشسته ، نفرت انگار عقده اي كه باز شود در تمام تنم ميدود.
نميدانم شايد بدليل كم خوابي باشد . شايد بدليل دردي كه چنگالهايش را در سرم فرو كرده .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 9:41 توسط -----
|