دیروز چه باران خوبی بود و ما چه انسانهای بدی .

حیف این همه نعمت و محبت طبیعت نیست که به فنا میدهیم. 

دیروز ساعت 4 بعد از ظهر تو ایستگاه تاکسیهای ونک -فاطمی ، به اصرار مردم را 4 نفره سوار تاکسی میکردند و جالب این بود که هزینه 7500 تومان را میگرفتند در حالی که باید 5900 طبق تعرفه میگرفتند .

به راننده تاکسی اعتراض کردم - از 4 نفری که سوار شدیم فقط من اعتراض کردم - برای یک لحظه صندلی عقب را نگاه کردم . هموطنان عزیزی که صندلی عقب نشسته بودند آنچنان با چشمهای گرد شده و لبهای بهم فشرده به من نگاه میکردند که انگار مریخی میبینند .

مطمئن باشید که اگر در یک محفل دوستانه کنار همین انسانها بنشینید غیر از بحث سیاسی و لغن و نفرین به رژیم و تک تک آدمهای دولت ، هیچ نخواهید شنید  

انسان باشیم . ....