سلام خدا جونم .

اینروزا خیلی شک دارم که وحود داشته باشی ولی مهم نیست الان یک کم کله ام گرمه و میخوام باهات حرف یزنم .

دلم گرفته . چشمام خیس اشکه اما خوب مستم . یک جورهایی شادم . یک هفته است تنهام . از این تنهایی مثل دیوونه ها لذت میبرم . کاش فقط خودم بودم و خودم اونوقت نه جنگی در میگرفت نه مادری دلتنگ بچه اش می شد .

برای خودم تو تنهاییم شادم و اشک میریزم .چون از دست توْ از دست این زمونه خسته شدم . برای خودم خیال بافی میکنم از دنیایی که مردم تو خیابون بهم لبخند میزنند

دلم برای یه قهقهه از ته دل تنگ شده . چرا انقدر بی انصاف شدی.

و از تنهایی خودم لذت میبرم و اشک میریزم.