من یک زنم

میگه: من که گفته بودم کارمند مرد میخوام . ترا بخدا اونجا رو تبدیل به مرغدونی نکن . پس فردا همشون درحال قد قد کردن و تخم گذاشتنن.

میگم : دستتون درد نکنه دیگه .

میگه : نه شما که یه پا مردید .

بیشتر جوش مییارم . لعنت به من که وقتی عصبانی میشم اشکم درمییاد.

چقدر بده که میدونی هیچ چیزی برای ناراحتی وجود نداره اما ناراحتی ، دلت گرفته و حتی گریه کردن هم هیچ دردی دوا نمیکنه.

اولین جلسه فرادرمانی را گذروندم .

تمرکزم صفره.