نوروز

چند سال پیش ،نوی زمستان ، شهرداری ، خرزهره توی پیاده را سوزاند . با اومدن بهار دوباره سبز شد . 

طبیعت هم با ما انسانها همین کار را کرد . با بهار دوباره سرشار از زندگی ، با دلی پر از عشق به این زمین و جاندارانش ، متولد میشویم .

مسلما از استرس کرونا خواهیم مرد

این ویروس کرونا هم ماجرای جالبی شده . انگار هیچ نوع بیماری تا حالا وجود نداشته و ما ایرانیها کلا نامیرا بوده ایم و الان یک ویروسی پیدا شده که تهدیدمان میکند . 

همکارانم غیر از کرونا از هیچ چیزی صحبت نمیکنند . غذای شرکت را نمیخورند ( اما به پیتزایی سر کوچه سفارش پیتزا میدهند ) . وسواس پاکیزگی گرفته اند . تا سقف خانه ها را از مواد ضدعفونی و خوراکی پر میکنند . جهت حفظ سلامت با ماشین شخصی رفت و آمد میکنند و....

خدایا ، لطف کن و به ماملت کمی عقل عطا کن .