دبی هستم . هوا مثل همیشه داغ و آسمان مثل همیشه خاکستریست. حال برادرم هیچ خوب نیست .تمام تنش پر از دانه های قرمز رنگ است و صورتش انگار گریم شده برای یک فیلم ترسناک.کاش میشد که برگردم...