نق زدن 2
اشکان عزیز میدونی که اهل نق زدن نیستم . جمله ای که نوشتم اعتراض به نوشته تو بود.
آقای کریمی من مخالف شدید نق زدنم وقتی میشود خواسته هایم را رو راست بگویم چرا نق بزنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اشکان عزیز میدونی که اهل نق زدن نیستم . جمله ای که نوشتم اعتراض به نوشته تو بود.
آقای کریمی من مخالف شدید نق زدنم وقتی میشود خواسته هایم را رو راست بگویم چرا نق بزنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کمی سرگیجه ، درخشش اشکی که فرو نمیچکد.
یک شب جمعه بدون عشق ، یک شب جمعه مثل همه شبهای دیگر هفته ، خمیازه ای که محترمانه فرومیخورم...
دوباره متولد میشوم.
در اقلیم ما درد بر مردمان
زبان دلش گفت بی اختیار
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نباشد قرار
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ریشه های خودم را خواهم سوزاند . بی ریشه بودن ، هر جایی بودن .
همیشه متهم شده ام به لا ابالی و بی اخلاقی ، برای یکبار هم شده می خواهم در واقعیت همین باشم.
اینبار منم که باید ریشه ها را بسوزانم.
پریروز باز هم دیدمش و ازش خرید کردم. وای که چه نگاه سرد وتلخی داشت . لبهایی که انگار هیچوقت به خنده باز نشده .
بغضم را به سختی فرو خوردم.