نوشته بود خداحافظ .... نه به من ، که به یک سرگرمی ، یک تصور .
یک هیجان ، لرزشی که دوید تو تنم .
یک فریاد که راهی برای خروج نداشت، مثل روزی که بهش گفتم "حالم رو بهم میزنی".
بقول کوندرا: "من دوستت دارم ،هر چند که روشن فکر ومحترم نیستی. بااینکه دروغگو، حرامزاده و خودبین هستی."
اما حالم ازت بهم میخوره...............
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر ۱۳۸۶ ساعت 10:0 توسط -----
|