زندگی
خیلی وقتها از خودم می پرسم برای چی زنده ام ، فقط به این جواب می رسم : چون جرات مردن ندارم.
و جالبه که از همین زندگییه بی معنا و مفهوم لذت میبرم .مثل کشیدن سیگار، یه لذتی که دود میشه و میره هوا .
با مهندس ده نشین تماس گرفتم (آدمی که چند ماهییه بعد از ۳۰ سال زندگی تو آمریکا تصمیم گرفته برگرده ایران و تو یکی از شهرکهای اطراف تهران زندگی کنه) و بعد حس کردم دلم نمی خواد هیچ انسانی کنارم باشه. دلم می خواد فقط صدای دریا باشه و منظره جنگلی که تا دریا ادامه داره.
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان ۱۳۸۶ ساعت 17:38 توسط -----
|