امروز
سوار تاکسی شدم . رادیو روشن بود و آخرین اخبار ایران در حال پخش شدن که دیشب پلیس برای جمع کردن اراذل و اوباش که اینبار فروشندگان مواد مخدر بوده اند اقدامات وسیعی در ساعات پایانی شب انجام داده....که این خواست مردم بوده....!!!!!!!!!!!!!!
.............................................................................................................................................................
.اما طبق معمول به راهم بره وار ادامه دادم .بره وار پشت کامپیوترم نشستم ، روشنش کردم ، اول چک کردن ایمیلها بعد وبگردی.Loud silence، عقل سرخ ،در جستجوی زمان از دست رفته و متن فرشته های کوچک .یاد زمان دانشجویی افتادم.،اتاقم ،رو به فضای محصور بین چند آپارتمان . هره پهن پنجره و فریاد همسایه ها که" مواظب باش بالاخره یه روز از اون بالا می افتی و خودت را به کشتن میدی" .
چقدر بی حسم ،چقدر خالی...........
پ.ن: گفتند سانسور کن ما هم گفتیم چشم