دیروز
دیروز فرار کردم . از تهران ، از کار ، از خانواده ام.
دیروز فرار کردم به خلوت یک باغ ، به تماشای آبی آسمان ، حس لرزش برگها در نسیم ،گرمای محبت یک دوست.
دیروز فرار کردم برای دیدن بازیگوشیهای دوتا سگ سیاه مخملی ، شنیدن خاطرات خوش گذشته.
دیروز فرار کردم برای لحظه ای زنده بودن.
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان ۱۳۸۶ ساعت 9:19 توسط -----
|