پایان
مرداد هم بالاخره به پایان رسید . با تمام خوشیها و ناخوشیها .
خوشی سپردن تن به بارانهای گرم تابستانی . غم اجبار به ترک یک دوست .
شادی شنیدن صدای ویلون یک نوازنده دوره گرد . دلتنگی دم غروب .
حس کردن سرمای بستنی قیفی . نفرت از پوشیدن مقنعه سیاه توی گرما.
دوباره بچگی کردن پشت نیمکت یک کلاس . حس حماقت .
اضطراب گرفتن بلیط برای یک سفر خوشایند .
همه گذشت ، آنچه که ماند غم بی ثمر ماندن عمری که میگذرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۸۶ ساعت 11:10 توسط -----
|