مرداد هم بالاخره به پایان رسید . با تمام خوشیها و ناخوشیها .

خوشی سپردن تن به بارانهای گرم تابستانی . غم اجبار به ترک یک دوست .

شادی شنیدن صدای ویلون یک نوازنده دوره گرد  . دلتنگی دم غروب .

حس کردن سرمای بستنی قیفی . نفرت از پوشیدن مقنعه سیاه توی گرما.

دوباره بچگی کردن پشت نیمکت یک کلاس . حس حماقت .

اضطراب گرفتن  بلیط برای یک سفر خوشایند .

همه گذشت ، آنچه که ماند غم بی ثمر ماندن عمری که میگذرد.