حیفم اومد که اینجا نباشه.

"

به نام حضرت آدم ......

حالا اگه روزا میره دفتر کارش ، واسه این نیست که منبع درآمدی داشته باشه یا راهی واسه پیشرفت و پس رفت یا هر کوفت دیگه ای پیدا کنه.

حالا اگه غروبا میاد خونه ، واسه این نیست که اتوبان کردستان رو دل خوش کنک گز کنه و تو اون آپارتمان دنج خیابون هیفدهم روحش رو بسپاره به دستاش تا تبدیل بشه به نقشی که روح آدم رو به تلاطم در میاره.

حالا اگه آروم میخزه تو تختش ، واسه این این نیست که عضلات منقبض بدنش رو رها کنه تا حس خوش آرامش و خواب رو تو آغوش بگیره.

حالا دیگه هیچی واسه هیچی نیست و به قول شاملو : ( هیچ چیز دلیل هیچ چیز نیست) ، اگه چیزیم هست واسه فراموشیه.

دفتر کار واسه پر کردن روز ، واسه فراموشی ، آپارتمان دنج خیابون هیفدهم واسه رسیدن به یه قوطی قرص آرام بخش ، واسه فراموشی و خواب واسه بریدن از دنیا ، واسه فراموشی ........

حالا ، فرشته ی کوچولوی با مزه ی ما ، می خواد خودش رو فراموش کنه. شاید واسه این که گمون می کنه چهل سال خیلی زیاده. شاید واسه این که گمون می کنه واسه پی گیری رویاهاش دیر شده . شاید واسه این که گمون می کنه وقت کمی مونده واسه این که یه روزی یه اتفاقی بیفته ! شاید واسه این که چن وقته بچه اسب آبی کوچولو تنبیهش نکرده.

اون یادش رفته که روما سلینجر ، نویسنده ی رومنس تاثیر گذار قرن هفدهم اولین و مهم ترین اثرش رو تو سن شصت و سه سالگی نوشت. یادش رفته که ریویان چامسکی،

مشهور ترین منتقد سینمایی جهان کارش رو پس از یک عمر فروشندگی مد ، از سن پنجاه و یک سالگی شروع کرد. یادش رفته که جین کاگنی رهبر فیلار مونیک برلین ، تازه از سن سی و نه سالگی با موسیقی آشنا شده بود و ...........

اون که انتظار نداره من تمام شب رو بشینم و واسش آمار بنویسم! ولی می تونم واسش بنویسم که حمید لطفی در اوج سلامتی ، یه روز صبح 11 مرداد از خواب بیدار شدو

در حالی که یه فنجون چای تازه دم واسه خودش درست کرده بود ، سکته کرد و مرد و همین الان آدمای زیادی هستن که تو سن بالای هفتاد ، آثاری جاودانه خلق می کنن ،

عاشق می شن ، سیگار می کشن ، قدم می زنن ، موسیقی گوش می دن ، می بوسن ، گریه می کنن ، غصه می خورن ، می خندن و از زندگی لذت می برن. خیلی هاشونم تو کشور هایی هستن که پیش ایران درپیت به نظر می رسه و خیلی هاشون بابا بزرگ و مامان بزرگ تو محسوب می شن.

همین که یه دوستی ، یه گوشه ای ، ساعت پنج و نیم صبح نشسته به عشق این که چند خط واسه ... بنویسه ، یعنی این که هنوز همه چیز ارزش وقت گذاشتن داره ......

                                                                                          همین .........."