نمیشه ننوشت ولی نوشتنش هم فایده نداره . تازه از چی بنویسم ؟ از حس حقارتی که تمام وجودم را پر کرده ؟ از بغضی که تو گلوم داره خفه ام میکنه؟

از یه تیکه کاغذ پاره :

" همکار محترم سرکار خانم ....

بیستم جمادی الثانی فرخنده میلاد با سعادت و پر برکت بزرگ بانوی اسلام و کوثر ولادت ، ام ابیها حضرت فاطمه زهرا(س)و روز زن را به سرکار و خانواده محترمتان نبریک و تهنیت  عرض نموده و امیدواریم در سایه الطاف خداوند متعال سرافراز و پاینده باشید. "

 از پلیسهای کریه و ددمنش  گشت ارشاد ؟

یا از مادر "ا.ک" که توی بیمارستان در انتظار عمل قلبه ؟