میگم : امیدوارم خوشبخت باشی و آخر و عاقبت ازدواجت مثل داستانی که نوشته بودی نباشه .

لبخندی میزنه و میگه : اون فقط یه داستان بود .

 

یه داستان بود اما با یک دنیا حقیقت . خوب میدانم هر داستانی تکه ایست  از حقیقت  .