10 روز مرخصي بودم و مثلاً استراحت ميكردم.

مثل آدم سرما خورده اي كه چون حس بويايي نداره غذا بهش مزه نميده . منهم از هيچ چيزي لذت نميبرم . سرگرميم توي اين 10 روز خواندن كتاب " خيره به خورشيد نگريستن" بود . كتابي در مورد رويارويي با ترس از مرگ!!!