ميپرسم : چي شد كه اينطور شد .
ميگويد: تصميم گرفتم صبر كنم . از دو حالت كه خارج نبود يا بدستش مي آوردم يا با يك نفر ديگه ازدواج ميكرد .
منتظرش موندم و حالا مال منه.
فكر ميكنم و خدايي هست كه هميشه دعاهايم را اجابت كرده . خدايا متشكرم كه سرو سامون گرفت
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 18:48 توسط -----
|