اوايل، نشانه بودنش ،يك قاب طلايي كهنه بود كه بديواره پل با سيم بسته شده بود با يك پالتوي كهنه اي كه جابجا سوخته بود ، پاكت خالي سيگار و ظرف غذايي نيمخورده.
بعد از چند روز از ظرف غذا و پاكت سيگار خبري نبود . گوشه پل با آن قاب و پالتو مثل اتاق مرد مجرد ترو تميزي شده بود .
چند روز پيش قاب هم غيبش زد و امروز پالتو مثل آدمي اعدامي از شاخه درختي وسط اتوبان آويزان بود.
+ نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 16:27 توسط -----
|