اخمهاش را كرده تو هم و نگاههاي معني دار بهم ميندازه . يعني از دستم ناراحته . گاهي فكر ميكنم دست پيش ميگيره . گاهي هم فكر ميكنم : چقدر خوبه كه مثل اون هر چي فكر ميكنم و هر حسي دارم به طرف مقابلم نشون بدم بدون اينكه نگران باشم كه ممكنه ناراحت بشه.

خواستم بهش sms بزنم كه از دستم ناراحت نشو .اما - نميدونم "من" خوب بود يا  "من"بد - گفت : خوب ناراحت باشه ... مگه وقتي بعد از دو هفته  ،يك ساعت مانده به ظهر دعوتت را رد كرد؛ عين خيالش بود كه ممكنه ناراحت بشي ؟!

و sms نزدم.