تو ي ميدان ونك صف سربازها . ماشينهاي نيروي انتظامي ...

فكر ميكنم ، مگه اين آدمها هم وطنتون نيستند . مگه اين زن مادر تو ، اون پسر برادر تونيست ؟

صداي همكاري از سنندج توي گوشي تلفن ، اون موقعي كه ما كردها را ميزدند و ميكشتند شما تهرانيها كجا بوديد؟

لبها ميجنبد، نگاهها مشكوكانه و خشمگين ميگردند .

آنچه باقي مانده سكوت است . سكوت