تنهایی
همیشه از تنها بودن غر میزنم و لی برای لحظه های تنهاییم در خانه ثانیه شماری میکنم. الان حتماْ به عمو و دختر عمو برمیخوره. مثل همیشه من تو جمع خانوادگی غایبم و طبق معمول اینها را به پای غرورم میگذارند . ولی من عاشق این یکی ُ دوساعت تنهاییم . عاشق برهنه در فضای خانه گشتن به تلافی تمام اون ساعتهایی که مجبورم مانتو و مقنعه را تحمل کنم. عاشق مزمزه کردن یک فنجون قهوه و تماشای تلویزیون در سوکت خانه .
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 19:8 توسط -----
|