دیشب کنسرت گروه آبرنگ بودم . کم کم دارم لذت بردن از موسیقی را یاد می گیرم.

یاد کنسرتهایی که زمان دانشجویی رفتم افتادم. چه غوغایی بود . حالا ماهان و دارار دو تا نوازنده گیتار مجبور بودند مثل عروسکهای کوکی حرکت کنند . اون همه جوان هم خیلی مودب سر جایشان بنشینند و نهایتا دست بزنند.

بهرحال شب خوبی بود . من از موسیقی سررشته ندارم ولی از کار پیتر سلیمان پور خیلی خوشم آمد.

در ضمن از تو هم خیلی ممنونم که مرا با این لذت آشنا کردی.