كابوس ميديدم. ارواح راحتم نميگذاشتند. با صداي فريادي از خواب پريدم . ساعت 7 صبح بود ... . ساعت   9 برادرم زنگ زد. پدر سپيده فوت كرده . مرد صفحات موزيك فوت كرد.

هنوز طنين فرياد درگوشم هست.