كوه
ميگويم : اگر بخواهي من را تعريف كني ، چه ميگويي؟
ميگويد: ميگم مثل كوهي.
و من خسته ام از كوه بودن . از پناه دادن و بي پناه بودن . از تكيه گاه بودن و بي تكيه گاه بودن .از من بودن و تنها بودن.
ميگويد: ميگم مثل كوهي.
و من خسته ام از كوه بودن . از پناه دادن و بي پناه بودن . از تكيه گاه بودن و بي تكيه گاه بودن .از من بودن و تنها بودن.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۷ ساعت 9:51 توسط -----
|