خسته ام .
با "ب" چت کردم . دست خودم نیست ولی عصبی میشوم. از اینکه به بازی میگیردتم و من هم به این بازی تن درمیدهم. و بعد پرخاشگر میشوم ، که چرا اینطور حرف میزند،که چرا ارزش قائل نمیشود.
دیگر حس و حالش نیست ، حس از خود گذشتن . یکبار هم که شده دیگری از خود برای من بگذرد . در بوق کرنا کند، فریاد بزند که برای من از خود گذشته. منتش را میپذیرم.
خودخواهم . میدانم ولی چه کسی خودخواه نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 16:7 توسط -----
|