برام نوشته:

"به نام حضرت آدم......

نمي دانم! نمي دانم روحم مي خواهد اداي نويسندگان بزرگ را در بياورد يا آن قدر مايه در خود مي

بيند كه چنين شود؟! شايد هم فقط قرص هايش را سر ساعت نمي خورد ! اما هرچه هست ، هيچ

نويسنده اي نيست كه خصوصي ترين انحناي لحظات خصوصي خلوتش را ، شعري ، قصه اي ،

ترانه اي نساخته باشد. من هم همواره خلوتم را به كلمه ها هديه كرده ام تا نامه اي براي تو باشد.

تا تو بخواني ، تا تو بداني ، هرچند كه ترياكي بر آن مقدر نباشد.حالا تو هم از همان كلماتي كه در

خلوت در تابوت يك دفترچه مي پيچي برايم بنويس تا دوباره متولد شوند. براي من كه همواره تلاش

كرده ام دلتنگي هايت را درك كنم و روح شيرينت را و تو نيز لحظه اي مهربانيت را مذايقه نكرده

اي....... برايم بنويس تا كلماتت دوباره متولد شوند. برايم بنو يس تا دلتنگي هايت ، هرچه باشند و

براي هركه باشند ، به جاي خاطره ي ابري لحظات خيس ، مكتوبي جاودانه شوند تا دوست ، معناي

حقيقي خود را باز يابد. تا تنها ، هم نشين ايميل و رستوران و بار و كافي شاپ نماند.......

بي مذايقه برايم بنويس از همان دفتر تابوت پيچ........

                                                                                      .... همين و خيلي چيز هاي ديگر...."

 

خوب دفترچه تابوت پیچ را می خوانی ..... ولی از خواندنت چه حاصل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟