از این جنبه جناب دکتر بگذریم گیر دادن ایشان به سن و سال باعث شد که من بی صدا هم داد و فریادم در بیاید که ای آقا مگه چه خبره ؟ ۴۵ سالته ؟!!!!!! خوب پیر هاف هافو که نشدی .جناب دکتر جواب جالبی دادند که: سال اول انقلاب ۱۴ - ۱۵ سالم بود . تو خیابون انقلاب یه گوشه چندتا دختر داشتن روزنامه میفروختن که یه ماشین ایستاد و مردهایی که از ماشین پیاده شدن حمله کردن به این دخترا . یکیشون رو گرفتن و با چاقو زدن دختر سعی کرد فرار کنه که یه ماشین زد بهش و مغزشُ داغون کرد . من از تمام این سالهایی که گذروندم متنفرم .
برام جالب بود که این آدم،با این ذهنیت میره ینگه دنیا متخصص نورولوژی میشه. برمیگرده به مثلاْ وطنش بجای رسیدگی به درد- منظورم درد جسمانیه- این ملت ،انگلیسی درس میده و هنوز در سال ۵۸ دست و پا میزنه چون مرگ فجیعی را دیده .
شاید من سنگدلم . بنظر من ایستا بودن یعنی مرگ ، نفس کشیدن به معنای زنده بودن نیست.