تعطیلات تموم شد و باز روز از نو و روزی از نو. البته بگذریم که غیر از خوابیدن هیچ کار دیگه ای نکردم.(کلاْ آدم یکنواختی شده ام).
خوب تنها اتفاقی که این مدت افتاد مرگ نادر ابراهیمی بود .به نوعی راحت شد . دیدن شکسته شدن مردی با اون هیبت ...
دلم گرفت . یه تیکه قابل لمس دیگه از خاطرات بچگیم از بین رفت .
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 8:3 توسط -----
|