دیروز ، موقع  زیر و رو کردن کتابهای شهر کتاب به کتابی برخوردم .فکر کنم اسمش" زنان خودباخته" بود- این روزها حافظه ام خیلی بد شده.- بخش اول کتاب در مورد زنی بود که با تمام از خود گذشتگیهایش نمیتواند با مردی رابطه طولانی مدت داشته باشد. خلاصه انتهای کتاب به راه حلها می پرداخت و میگفت در مقابل مردان خودخواه باشید .

احتمالاْ باز هم به کوپو برخواهد خورد ولی حقیقت این است که نه تنها در مقابل مردان بلکه در مورد هر دوستی از هر جنسیتی باید غرور و خودخواهی خودمان را حفظ کنیم بخصوص در مقابل مردان.

یاد هفته پیش افتادم که "ب" اس ام اس زد : تنهایی

- نه

-حالم خیلی بده.

- چی شده ؟ کاری از دستم برمییاد؟

- عصبانیم . بدبینم. دلم میخواد بذارم برم. از دست کسی کاری بر نمیاد

- سر کارم . دوست داری بیا اینجا

- نه ....

بعد از اون روز دوبار اس ام اس زدم وحالش را پرسیدم . جواب نداد.انگار با حال و احوال پرسیدن هم می خواهی آویزونشون بشی. البته حقیقتش اینه که باید عادت کرده باشم ، به اینکه هر وقت کارم دارند در خدمتشون باشم و هر وقت به خدماتم  احتیاج ندارن سرمو بذارم وبمیرم.

 

 ---------------------------------------------

انگار حوا آغا از پست قبلیم ناراحت شده . دو روزه سر نزده ؟!!!!!!!!!!!!!!!!