بیخوابی دیشب
دیروز این اردک عزیز با این "اشتقاق" نگذاشت بخوابم . تمام شب فکر کردم چقدر از نوشتن برای دیگران متنفرم . تمام شب را به خوندن تقویمهای قدیمی گذروندم . ۲۰ سال از عمرم را یکبار دیگر مرور کردم . وای که آدمی چقدر به خودش و دیگران میتونه دروغ بگه و مسخره است باز هم الان نوشتنم ،واقعا مسخره است .
ولی ...خوب ، همه زندگی مسخره است.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 9:10 توسط -----
|