با صدایی گرفته ولحنی خسته میگه: تو عاشق شدی.
- خیلی وقته . حداقلش از اولی که این وبلاگ را شروع کردم از عشق نوشته ام.
- آره .اما حالا کمتر مینویسی .حالا این عشق واقعیتره.
عشق ؟؟؟؟؟؟ تقویمهای قدیمی را ورق میزنم و هر از گاهی نوشته های تب آلود از عشق را میخوانم . داغی لحظات خواستنها ، سردی دلشکستنها .آشناییها ،فراموشیها.
شمارش معکوس تا مرگ.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۶ ساعت 14:51 توسط -----
|