- شاید تو این سونامی ازدواج که توی خانواده افتاده منهم ازدواج کردم.

- یه فکر به فکرهام اضافه نکن . خوشحال میشم خوشبخت بشی . ولی میدونی دوستت دارم. از دست دادنت راحت نیست.

 

نوشته: پاريس خوبه ، اما من خوب نيستم ....عصر اول تير تهرانم (ازمير خوب بود . آسمان آبي ، درختها سبز ،‌مردم شاد و من غمگين بودم . كنار خيابان ناآشنا نشسته بودم و گريه ميكردم . مردمي كه ميگذشتند نگاهم ميكردند، مي ايستادند ، چيزي ميگفتند كه من نميفهميدم و بعد ميرفتند .... چه زود گذشت اين 27 سال ) برايش مينويسم : كاش به اين زودي برنمي گشتي. ( شايد هم من اشتباه كردم و نبايد ميماندم)


اوايل، نشانه بودنش ،يك قاب طلايي كهنه بود كه بديواره پل با سيم بسته شده بود با يك پالتوي كهنه اي كه جابجا سوخته بود ، پاكت خالي سيگار و ظرف غذايي نيمخورده.

بعد از چند روز از ظرف غذا و پاكت سيگار خبري نبود . گوشه پل با آن قاب و پالتو مثل اتاق مرد  مجرد ترو تميزي شده بود .

چند روز پيش قاب هم غيبش زد و امروز پالتو مثل آدمي اعدامي از شاخه درختي وسط اتوبان آويزان بود.