نوازنده هاي ميدان ونك كاساچو ميزنند .

روزهاي آخر سال كش مي آيد.

"ب" 5 فروردين ميرود . يك دوستي ديگر هم به پايان ميرسد.

همه نااميدانه يك جمله تكرار ميكنيم: سال خوبي داشته باشيد.

نوازنده هاي ميدان ونك باز اومدن. انگار حال و هواي عيد و بهار روي اونها هم تاثير گذشته . به همه لبخند ميزدند و تشكر ميكردند. انقدر خوشم اومد كه دلم مي خواست ببوسمشون - كه البته اينكار را نكردم . چه حال و هواي خوبي بهم دادن.


حال بدي دارم .

ديروز صبح ايميل "س" (دوستم كه از شوهرش جدا شده):

سلام . خوبی؟ خيلي منتظر تماست بودم. انتظار داشتم بعد از اين که در مهماني "م" من را ندیدید، به طریقي جویای حال من بشوید! به هرحال حداقل این ايميل را که از تو دریافت کردم، خوشحال شدم. متاسفانه نتونستم اتچ ان را  باز کنم. لطفا دوباره برام بفرست. ممنون: س


چند تا جمله اي كه ديشب "ب" بهم گفت :

من فقط اين مسئله رو با تو ميخوام و به تو گفتم.


- آدما دوست دارند يه جوري خودشون را توجيه كنند . يكي از اين آدمها خود من...

blog spot فيلتر شده =>نقاشيهاي من هم فيلتر شد.

"تو چرا بغض كردي و ناراحتي؟"

دو تا از دوستام بعد از 17 سال از هم جدا شده اند. توي تابستون همين امسال بود كه دختر بزرگشون داشت از روابطش با پسرها برام ميگفت . از اينكه بعضي از دوستاش چطور جلوي پسرها عشوه مييان در صورتيكه بنظر او اين كارها احمقانه است. ...

واقعاً به من ربطي نداره ولي بدجوري حالم گرفته شده.

اخمهاش را كرده تو هم و نگاههاي معني دار بهم ميندازه . يعني از دستم ناراحته . گاهي فكر ميكنم دست پيش ميگيره . گاهي هم فكر ميكنم : چقدر خوبه كه مثل اون هر چي فكر ميكنم و هر حسي دارم به طرف مقابلم نشون بدم بدون اينكه نگران باشم كه ممكنه ناراحت بشه.

خواستم بهش sms بزنم كه از دستم ناراحت نشو .اما - نميدونم "من" خوب بود يا  "من"بد - گفت : خوب ناراحت باشه ... مگه وقتي بعد از دو هفته  ،يك ساعت مانده به ظهر دعوتت را رد كرد؛ عين خيالش بود كه ممكنه ناراحت بشي ؟!

و sms نزدم.