تراپی برهنه در اتاق سبز و قرمز

از اولش هم گفته بود فقط برای این آمده که حالش بدست .اما این وضعیت ...واقعاً...مسخره  بود . توی بد موقعیتی زن زده بود زیر گریه.نمیدانست چکار کند. سنگینی بدن زن نمیگذاشت حرکت کند با این حال فکر کرد باید  از جعبه دستمال کاغذی ، دستمالی در بیاورد و اشکهای زن را پاک کند. حرکتش باعث شد زن بلندشده و خودش را جمع و جور کند و در حالی که دستمال را ازش میگیرد شروع به عذرخواهی کند.

برای اینکه آرامش کنه زمزمه کرد "  کریه کن . خودتو خالی کن "

اما زن خنده بغض آلودی زد و گفت :" مرد که گریه نمیکنه". اشکهایش را خشک کرد . سریع لباسهایش را پوشید . بوسه ای روی گونه اش زد ، تشکر کرد و رفت.

 

مادر پروانه هایی خریده که برای تزئین کف وان استفاده میشوند . چون وان نداریم آنها را به دیوار حمام چسبانده . حالا پروانه ها روی دیوارهای حمام پرواز میکنند و هر بار جایی مینشینند .